سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

260

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

شرح فارسى : مرحوم شارح مىفرماين : اگر كبوترى كه شخص آن را كوچ داده يكى باشد و بعد از پرواز به محل خود برگشت يا بازنيامد و بخواهيم در هردو صورت بگوئيم كفاره‌اش گوسفند است لازم مىآيد كه كفاره هردو حالت با هم متساوى باشد و اين بعيد به نظر مىآيد . و ممكن است ملتزم شويم كه در صورت بازگشتن كبوتر كوچ‌دهنده موظف به دادن كفاره نيست زيرا تكليف به كفاره بر خلاف است و قدر متيقن از التزام به آن در جائى است كه يقين به ثبوتش باشد و آن موردى است كه ( حمام ) را كوچ بدهد و اين كلمه چون جمع است لاجرم بايد كفاره در صورتى ثابت باشد كه كبوتر متعدد و لااقل به قدر عدد سه باشند ولى در غير اين صورت بمقتضاى اصل عمل نموده و وجوب كفاره را مىتوان نفى نمود . البته اين تقرير در وقتى است كه ( حمام ) را اسم جنس قرار ندهيم چه آنكه در اين فرض هم بواحد اطلاق مىشود و هم بجمع و بنابراين نمىتوان گفت مورد يقين صورت تعدد است . قوله : و لو كان المنفّر : به صيغه اسم مفعول و مراد كبوتران فرارى داده شده مىباشد . قوله : مع عودها و عدمه : ضمير [ عودها ] بواحده و [ عدمه ] به عود راجعست . قوله : تساوى الحالتين : يعنى لازم مىآيد كه كفاره اين دو حالت با هم متساوى باشد و مقصود از دو حالت ، حالت برگشتن كبوتر و بازنگشتن آن است .